اگر علاقه به هنر دارید ممکن است با هنر نقاشی خط آشنا باشید.در هنر نقاشی خط هنر زیبا نوشتن حروف و کلمات است. فعالیت در این رشته بیش از هر چیز مستلزم مهارت و فنون خاص است. در هنر نقاشی خط باید بدانیم که حروف را آراسته و هماهنگ بنویسیم که بایک دیگر جلوه خاصی پیدا کند.
نقاشی خط در ایران در سه دستهی کلی قرار میگیرد:
دسته اول : آثاری که توسط نقاشان خلق میشوند و در آنها از اشکال و پیکرهها به جای کلمات استفاده میشود.
دسته دوم : خالق این آثار خوشنویسان هستند و از تکنیکهای نقاشی و طراحی بهره میبرند.
دسته سوم : این نوع از نقاشیخط به وسیلهی خوشنویسان حرفهای و با استفاده از تکنیکهای قلم و مرکب استفاده میشود. از این دسته میتوان به آثار میرزا غلامرضا اصفهانی و میرحسین نام برد
نقاشی خط در واقع شیوهای خاص در نقاشی مدرن و خوشنویسی معاصر ایران میباشد که برخی آن را تلفیقی از خوشنویسی با نقاشی و گرافیک میدانند بعضی وقتها به آن خطاشی و یا خط نقاشی نیز گفته میشود، اما هیچکدام از این تعاریف صد در صد نیستند ولی در کل میتوان گفت که تمامی آثار با ترکیببندی حروف و کلمات و ترکیبشان با نقاشی در زمرهی نقاشیخط قرار میگیرند.
این هنر در آغاز دههی 40 شمسی و بعد از ظهور مکتب سقاخانه پا گرفت. این مکتب اما عمر زیادی نداشت و کمتر از دو دهه به طول انجامید. تلاشهای سقاخانه اما تاثیر ماندگاری بر این هنر نهاد و موجب شکل گیری جریان نقاشیخط شد.
نقاشی خط امروزه با داشتن بار و غنای تاریخی، هنری و هویت ملی، جایگاهی خاص در بین هنرهای تجسمی ایرانی پیدا کرده است و این موفقیتها به عرصه بینالملل نیز راه یافته.
.
مانند همهی شاخههای هنری، نقاشی خط هم با ابزارهای متعدد و متنوعی به اجرا درمیآید؛ مانند انواع قلممو، خودکار و جوهر. از جملهی این ابزارها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1. قلمهای لبه پهن: استفاده از این وسیله به هنرجویان مبتدی توصیه میشود؛ چرا که کار با آن نسبت به سایر ابزارها سادهتر است. این نوع قلم در اجرای سبک عربی نیز بسیار پرکاربرد است؛ اما برای سبکهای دیگر هم مورد استفاده قرار میگیرد. این ابزار خود دارای انواعی از جمله قلم آغشته و خودکار میباشد.
2. قلم های نوکتیز: این قلمها نسبت به فشار وارده از سمت هنرمند، انعطافپذیر هستند و به این ترتیب این قابلیت را دارند که خطوطی نازک و همچنین پهن رسم کنند. همین ویژگی سبب شده است که کار با این ابزار به دقت و تسلط بیشتری احتیاج داشته باشد.
3. قلم های فرمانروا: قلمهای حاکم یا فرمانروا، همانطور که شاید از نامشان بربیاید؛ قدرت زیادی در تنظیم شکل و پهنای حروف و اشکال دارند. شما میتوانید به سادگی، پهنای مورد نظر خود را با کمک گیرهی کوچکی که در کنار قلم قرار دارد؛ انتخاب و تنظیم کنید.
4. قلمموهای نوکتیز: این وسیله دارای اشکال ، اندازه ها و طول های مختلف موی سر قلم است. این ابزار قدرت انتخاب و عملکرد زیادی به هنرمند میدهد؛ آنقدر گسترده که لقب "ابزار همهکاره" را از آن خود کرده است.
5. قلمموی سرپهن: این نوع قلممو برای کار با سطوحی مانند پارچه و کاغذ نازک ژاپنی بسیار مناسب است و همواره از سوی هنرمندان مورد استقبال قرار میگیرد. همچنین میتوانید برای خطاطی روی دیوار هم از آن استفاده کنید.
6. رواننویس: رواننویسها در انواع و اندازههای متنوع، به شما کمک میکنند تا طرح مورد نظر خود را ترسیم کنید.
7. جوهر: جوهرها به عنوان یکی از ابزارهای نقاشی خط، در اقسام گوناگونی از جمله بر پایهی رنگ، رنگدانه و کربن یافت شده و مورد استفاده قرار میگیرند. در این بین اما، جوهرهای بر پایهی کربن از ماندگاری بیشتری برخوردارند و به این ترتیب با گذشت زمان، محو نمیشوند. این در حالی است که؛ جوهرهای مبتنی بر رنگ انتخاب مناسبتری برای هنرجویان مبتدی هستند؛ چرا که رقیقاند و کار با آنها آسانتر است.
در پایان باید گفت که نقاشی خط، یک حوزهی هنری پربار و زیباست که میتوان با پشتکار، دقت و کمی ریزبینی آن را آموخت و بر فنوناش مسلط شد؛ هر چند که اگر نظر هنرجویان این عرصه را بپرسیم؛ احتمالا بر این باورند که پیشرفت در آن کمی سخت است! اما ناامید نشوید؛ اگر در خودتان، علاقه و اشتیاقی به خوشنویسی احساس میکنید؛ شاید اکنون همان زمانی باشد که مدتهاست در انتظارش بودهاید. با چند ابزار محدود و یک دورهی آموزشی مناسب، راه خود را در این مسیر بسازید و از خطا کردن نترسید. موفق باشید!
وقتی نوبت به نواختن گیتار می رسد ، سبک های متفاوتی را برای نواختن می توان یافت. از سبک هایی مثل کلاسیک و آکوستیک گرفته تا سبک هایی مثل پاپ و جاز بلوز.از سبک هایی که وجود دارد می توان به سبک کلاسیک را به عنوان پر طرفدار ترین سبک بین نوازنده های گیتار معرفی کرد.قطعات کلاسیک پر از رمز و راز و پر از قطعاتی است که شاید شما هم بخواهید آن را یاد بگیرید وبنوازید.
موسیقی گیتار کلاسیک اغلب به سبک موسیقی گیتار اشاره دارد که در دهههای 1700 و 1800 رواج داشت. برای اجرای این سبک موسیقی، گیتاریستها یک گیتار کلاسیک مینوازند و تکنیکهای خاصی را دنبال میکند.
مطالعه دربارهی موسیقی کلاسیک و بازگرداندن قطعات قدیمی، کار ساده ای نیست، به ویژه با توجه به این مسئله که هر چه از دهه 1900 دورتر میشوید مستندسازی و حفظ صدا دشوارتر میشود.همین ویژگی باعث میشود که گیتاریستهای قطعات کلاسیک ، علاوه بر نوازندگی در نقش یک مفسر، پژوهشگر و یا فیلسوف نیز عمل کنند. شروع این سفر و تحقیق دربارهی این سبک از موسیقی، دروازههایی از دنیای کاملا جدیدی را برای شما باز میکند.
با وجود همهی این قطعات کلاسیک بینظیر اما، چگونه تصمیم بگیریم که کدام قطعه برای نواختن در ابتدای کار بهتر است؟ در این مقاله نام آشناترین و البته چالش برانگیزترینها را معرفی خواهیم کرد.
این کنسرتو باروک فوق العاده، در ابتدا برای لوت ساخته شد، اما بازنویسی آن برای گیتار نیز به همان اندازه دوست داشتنی است. اگرچه ویوالدی بیشتر عمر خود را در ونیز گذرانده است، اما این کنسرتو را در سفرش به دور دنیا نوشت. این اثر در بوهمیا نوشته شده است و سه حرکت کوتاه آن هرگز در زمان حیات ویوالدی منتشر نشد.
به هیچ وجه قطعه ای آسان برای نواختن نیست! این اثر والتون، «پنج باگاتل» (1971) یک میدان مین از ریتمهای عجیب و غریب است. در دهه 1970، گیتار کلاسیک از محبوبیت فوق العاده ای برخوردار بود اما عدم وجود انجمنهای اسپانیایی / لاتین در Five Bagatelles باعث شد که این اثر هرگز در قرن بیستم به شهرت خاصی نرسد.
این تانگو که در سال 1974 در میلان ضبط و منتشر شد و تغییر سبک آهنگسازی آستور پیازولا از تانگو کلاسیک به تانگو نو را نشان میدهد. ریتمهای تند و یک ملودی شیطانی، این اثر را در صف مقدم تانگو مدرن نگه داشته است.
Recuerdos de la Alhambra علی رغم سادگی ظاهری ملودی دلربایش، با این قطعه واقعاً تکنوازیاش را تا حد ممکن کش داده است. موقعیتهای چپ دستانه مورد نیاز گیتاریست نسبتاً ناجور هستند و شامل انواع کششهای غیرمعمول میشوند. به علاوه، استفاده از ترمولو یک چالش فنی برای هر نوازندهای است؛ اما در بهترین حالت، Recuerdos پرشور، جذاب و بسیار لطیف است.
با وجود اینکه این اثر پس از مرگ سازندهاش منتشر شده که پیوندی با منطقه آستوریاس در شمال اسپانیا دارد، کار آلبنیز برای گیتار ادای احترام آشکاری به سنتهای فلامنکو اندلس است. تغییرات ناگهانی، پویایی و ملودی پیچیده، این اثر را به قطعه ای شیطانی برای تسلط بر گیتار تبدیل کرده است. هنگام گوش دادن به لرزشهای سریع اثر، تقریباً میتوانید گرمای غبارآلود یک بازار اسپانیایی را احساس کنید.
یکی از معروف ترین قطعات در میان گیتاریستها، «Bourrée» محبوبِ باخ، در اصل برای لوت نوشته شده است. اگرچه این اثر اسم خود را مدیون یک رقص فرانسوی است، اما باخ به هیچ وجه Bourrée را برای رقصیدن ننوشته بود. با این حال، سرعت نرم آن و تغییرات اثر از مینور به ماژور در آخرین آکورد هر ورس، احساس شگفت انگیزی را به این اثر میبخشد.
گالیارد نوعی رقص رنسانس است که در قرن شانزدهم میلادی در اروپا رایج بود و شامل پرشهای زیادی میشد؛ اما آنچه در مورد این رقص غیرمعمول است، ریتم آن میباشد که یک ویژگی غیرمعمول برای آهنگسازان انگلیسی محسوب میشد.
هیچ فرضیهی معتبری از اینکه چگونه قطعهی گالیارد، نام قورباغه را در کنار خود دید وجود ندارد، اما شایعات حاکی از آن است که این ربطی به یکی از خواستگاران ملکه الیزابت اول دارد که وی با محبت او را «قورباغه» مینامید.
بخش دوم از این این مقدمه بسیار پرشور است، اما در همان افتتاحیه شگفت انگیز و مشتاقانه است که Heitor Villa-Lobos جایگاه واقعی خود را پیدا میکند. این آهنگساز برزیلی یکی از موفق ترین آهنگسازان آمریکای لاتین در قرن بیستم بود که در آثارش با موفقیت ملودیها و ریتمهای محلی فولکلور برزیل و موسیقی کلاسیک را ترکیب میکرد. بدون شک این ترکیب منحصر به فرد از دو ژانر است، که بخش A از Prelude شماره 1 را بسیار نفیس میکند.
به نظر عادلانه میآیند که تم محبوب فیلم The Deer Hunter اثر Stanley Myers را به عنوان محبوبترین قطعه مدرن موسیقی کلاسیک گیتار بنامیم. این قطعه به طور خاص برای جان ویلیامز گیتاریست نوشته شده است (البته با آهنگساز فیلم اشتباه گرفته نشود) ، مایرز آهنگساز در سال 1970 تکه پیانو کوتاه را به یک قطعه کامل گسترش داد و آن را Cavatina نامید که در ایتالیایی به معنای یک آهنگ کوچک و ساده است
روسیه کشوریه که با محض شنیدن اسمش یاد آب و هوای به شدت سردش و جاذبههای گردشگریش میفتیم (البته دخترای خوشگلشم جای خودشون رو دارن) روسیه یکی از وسیعترین کشورای جهانه و جزو پرقدرتتریناش و خب قطعا چنین کشوری زبان غنی و قویی داره زبانی که حدود 258 میلیون نفر به آن یعنی روسی صحبت میکنن؛البته ازین نکته نباید غافل شد که روسی جزو زبانهای دشوار برای یادگیریه اما این چیزی از جذابیت این زبان و ادبیات شاهکار این کشور کم نمیکنه در ادامه به حقیقتهای جالبی راجعبه این زبان میپردازیم
جالب است بدانید که فضانوردان ملزم به یادگرفتن زبان روسی هستند؛ چرا که سیستم رایانهای در ایستگاه فضایی بینالمللی از هر دو زبان انگلیسی و روسی استفاده میکند. فضانوردانی که به ایستگاه فضایی سفر میکنند؛ باید سفینهی سایوز را کنترل کنند که با زبان روسی کار میکند. آنها برای سفر کردن با سایوز باید به قزاقستان نیز بروند. یک شخص روسی زبان فرماندهی فضاپیما را بر عهده دارد و همینطور بیشتر خدمه هم به این زبان صحبت میکنند.
در شکل نوشتاری، زبان روسی از الفبای سیریلیک استفاده میکند. اما در حقیقت این الفبا را از یونان، در قلمروی امپراتوری بلغارستان وام گرفته است. برخی از این حروف به الفبای انگلیسی شبیهاند؛ گرچه تلفظ متفاوتی دارند.
ایالات متحدهی آمریکا یک کشور چند زبانه محسوب میشود. پس تعجبی ندارد اگر بگوییم که زبان روسی در بخشهای زیادی از این کشور رواج دارد. یعنی حدود 900000 نفر در ایالاتی از جمله نیویورک، کالیفرنیا، واشنگتن، ایلینوی، نیوجرسی، پنسیلوانیا و فلوریدا روسی صحبت میکنند.
زبان انگلیسی دربرگیرندهی بیش از یک میلیون کلمه است، این در حالی است که زبان روسی تنها حدود دویست هزار واژه دارد. اما با این وجود مشکلی در بیان معانی و منظور خود ندارند. چرا که بسیاری از کلمات دارای معانی متعددی هستند و همین هم باعث شده است که آنها فقط حدود 2500 واژه را به کار ببرند!
مردم روسیه رنگ آبی را به دو گروه تقسیم میکنند؛ آّبی روشن(goluboy) و آبی تیره(siniy). مطالعات انجام شده بر تعدادی شرکتکنندهی روس و انگلیسی حاکی از آن است که روسها در مقایسه با انگلیسیها، سریعتر تفاوت میان طیفهای مختلف رنگ آبی را متوجه میشوند. نکتهی جالبتر آن که آنها حتی قادرند؛ تفاوت بسیار جزئی میان رنگهای آبی را نیز تشخیص دهند.
حتی اگر روسی و انگلیسی از یک خانوادهی زبانی هم باشند؛ باز هم به زیرشاخههای متفاوتی تعلق دارند و همین واقعیت بیانگر این است که چرا انگلیسی زبانها درصد کمی از روسی را متوجه میشوند.
بعضی زبانها مثل فارسی و اسپانیایی، روشهای مختلفی برای بیان فعل "بودن" دارند.در حالی که زبان روسی این قابلیت را فقط در مورد زمان گذشته و آینده داراست.
بسیاری از کلمات روسی فقط یک بخش یا حتی یک حرف دارند؛ با این حال همهی صفات دو یا چند سیلاب دارند؛ به جز" злой" به معنای عصبانی.
نامهای روسی از یک نام و نام خانوادگی به انضمام یک نام مستعار تشکیل میشوند. اما نکتهی جالب توجه آن جاست که در ساختار نام خانوادگی، نام پدر به علاوهی یک پسوند متفاوت برای دختر و پسر قرار دارد. به این ترتیب که اگر فردی به نام ایوان، یک دختر و پسر داشته باشد؛ نام خانوادگی دخترش" ایوانوونا" و نام خانوادگی پسرش "ایوانوویچ" خواهد بود.
در سال 1969 "ژرژ پرک"، رمانی با عنوان “disparition”نوشت. شاید بتوان گفت که عجیبترین ویژگی این کتاب این بود که حرف e اصلا در آن وجود نداشت! هنگامی که این رمان توسط "والری کازلوف" در سال 2005 به روسی نیز ترجمه شد؛ هیچ حرف o در آن به چشم نمیخورد!
روسها با یک عنوان عجیب از آلمانیها یاد میکنند: "немецкий"؛ به معنی "کسی که نمیتواند صحبت کند." ریشهی این واژه یک کلمهی روسی به معنای "بیصدا" شناسایی شده که در بعضی موقعیتها، معنی "احمق و بیخاصیت" هم میدهد. در ابتدا، این کلمه به همهی خارجیهایی که روسی صحبت نمیکردند؛ اطلاق میشد. اما از آنجایی که سهم بیشتر این خارجیها، آلمانیها بودند؛ با گذشت زمان این عنوان تنها به آنها اختصاص یافت و تا امروز هم همراهشان مانده است.
در زبان روسی، یک مرز باریک میان افعال و ضمایر رسمی و غیررسمی وجود دارد. با در نظر گرفتن این موضوع که رعایت کردن آداب و رسوم گفت و گو برای این فرهنگ بسیار مهم است؛ توصیه میشود که حتما بر این حیطه از دستور زبان مسلط باشید! ضمایر رسمی در برخوردهای اولیه و ضمایر غیر رسمی برای مکالمات دوستانه.
یکی از ویژگیهای زبان روسی که شاید هم کمی یادگیری آن را دشوار میکند؛ واژههای همآوا است. به این ترتیب که دو کلمه با ظاهر یکسان، و تلفظی که تا حد زیادی مشابه است؛ با توجه به اینکه هنگام ادا شدن، بر کدام سیلاب آنها تاکید میگذاریم؛ معنای متفاوتی دارند. مثلا، یک کلمهی واحد همزمان میتواند به این دو شکل معنی دهد: "من پرداخت میکنم"؛ "من گریه میکنم."
در این نوشتار کوتاه به بررسی برخی از حقایق جالب و کمتر شنیده شده درباره زبان روسی پرداختیم. آموختن هر زبانی برای ما دری است به سوی یک جهان جدید با فرهنگی منحصر به فرد. امید داریم که در این مسیر موفق باشید.
تعجبی نداره که کشور ترکیه در ذهن اکثریت ما به عنوان یکی از بزرگ ترین مقاصد گردشگری جهان نقش بسته، چرا که امروزه ترکیه سالیانه بیشتر از ۳۰ میلیون توریست را پذیرا است!و.یکی از دلایلی که این کشور رو بین گردشگران محبوب کرده تمدن قدیمی این کشورمیباشد. کشور ترکیه رو میشه زادگاه خیلی از تمدنهای نوظهور تاریخ بشر دونست. با شهرهایی بسیار پیشرفته که قدمتشون به ۶۰۰۰-۷۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح برمیگرده.
اما با وجود این تاریخ غنی و توریسم بسیار قوی، خیلی از مردم دنیا دربارهی زبان این کشور چیزی نمیدونن. به طورمثال آیا تا به حال دربارهی هارمونی پیچیدهی اصوات این زبان شنیده اید؟ و یا ریشهی فارسی و عربی زبان ترکی و...
اگر همهی اینهارو میدونید یا نه کلا هیچ چیزی دربارهی این زبان نمیدونید، تو این بلاگ تصمیم داریم که حقایق خیلی جالبی درباره ششمین کشور پربازدید دنیا براتون بگیم
تو این مقاله به نکات شگفت انگیزی از زبان ترکی استانبولی اشاره کردیم که شاید کمتر کسی دربارهشون میدونه..
ترکی، زبانی پیچیده!
یک زبان وقتی که پییشوندها و پسوندهای مختلف رو به جای کلمات متفاوت برای بیان جملات پیچیده استفاده میکنه، در طبقه بندی زبانهای تجمیعی قرار میگیره، مثل سواحیلی، کرهای و یا لهستانی.
به طور مثال کلمهی evlerinizden به معنی "از خونههای شما" از بخشهای مختلفی شامل ev (به معنی خانه)، ler (کلمهی جمع)، iniz
ترک زبانها جمعیت بیشتری از ایتالیایی زبانها دارند
با جمعیتی نزدیک به ۸۰ میلیون نفر، ترکیه کشوری بزرگه که جمعیتش از انگلستان، اسپانیا و فرانسه بیشتره. اما بیشتر افراد، به خصوص انگلیسی زبانها تمایل دارن که زبانی مثل ایتالیایی رو یاد بگیرن تا زبان ترکی، در حالی که جمعیت ترک زبانها از ایتالیایی زبانها خیلی بیشتره.
ترکی ریشهی فارسی، عربی و فرانسوی داره
از لحاظ موقعیت جغرافیایی کشور ترکیه، اینکه زبانشون تحت تاثیر فارسی و عربی باشه،با توجه به مرزهای مشترکی که با ایران و کشورهای عربی داره کاملا با عقل جور در میاد، ،اما جالبه که بدونید این زبان از فرانسوی هم لغات زیادی رو قرض گرفته، مخصوصا در زمینه اقتصاد و تجارت. به طور مثال، doviz(واحد پول) از کلمهی فرانسوی device میاد و یا kriz(بحران) از crise و کلمهی bono (اوراق قرضه) از کلمهی bon فرانسوی ریشه گرفته!
ترکی زبان اصلی در دو قاره است
بزرگترین شهر ترک زبان دنیا استانبول، جمعیتی برابر با 15.5 میلون (سال 2019) داره. استانبول به این خاطر مشهوره که در دو قاره قرار گرفته: نصف اون در اروپاست و نصف دیگهش در آسیا. پس تقریبا ۱۰ میلیون ترک زبان در اروپا و کمتر از ۷۰ میلیون در آسیا ساکن اند.
(شما) و den (از) تشکیل شده است. این سیستم ترکی رو به یک زبان پیچیده و تجمیعی تبدیل کرده.
القاب فراوان
در ترکی اگر کسی رو فقط با اسمش صدا کنیم، مخصوصا اگر اون شخص از ما بزرگتر هم باشه کاری دور از ادبه، به همین خاطر ترک زبانها از القاب و عناوین متفاوت و خیلی زیادی برای صدا زدن و یا مخاطب قرار دادن همدیگه استفاده میکنن. به طور مثال؛ teyze (خاله) یا amca (دایی). یا اگه اسم شخصی رو ندونن عناوینی مثل hanimefendi (سرکار خانم) و یا beyfendi (قربان) رو برای اون شخص به کار میبرن.
ترکی توسط "انجمن زبان ترکی" اداره میشه
انجمن زبان ترکی (turkish Language Association) در سال ۱۹۳۲ تاسیس شد. این انجمن مثل ًReal Academia Español (آکادمی سلطنتی اسپانیا ) برای زبان اسپانیاییه. همهی قواعد زبان ترکی توسط این انجمن تعریف و تعیین میشه و یه جورایی حرف آخر رو در تعیین قواعد گرامری و یا اضافه شدن یک کلمه به لغت نامه رو این انجمن میزنه.
تغییرات ریشهای زبان ترکی در ۱۰۰ سال گذشته
یکی از اهداف اصلی "انجمن زبان ترکی"، "خالص سازی" این زبان بود. قبل از ۱۹۳۲ تنها ۳۵ تا ۴۰ درصد از لغات در زبان ترکی ریشهی ترکی داشتن، باقی اونها از زبانهای دیگهای مثل عربی و یا فارسی مشتق شده بودن. اما الان تقریبا ۸۰ درصد از لغات ترکی، کاملا ریشهی ترکی دارن و به اصطلاح "خالص" هستن.
در ترکی اصوات هارمونی دارند
همونطور که قبل تر هم دربارهش صحبت کردیم، ترکی یک زبان "تجمیعی" است، به این معنی که پسوندها و پیشوندهای بسیار زیادی رو شامل میشه. این زبان همچنین دو طبقه بندی برای اصوات داره: a,I,o,u رو "اصوات سخت" میگن، در حالیکه e,i,Ö "اصوات نرم" هستند. "هارمونی اصوات" در زبان ترکی به این معناست که پسوندها بسته به نوع آخرین صوتی که در ریشهی یک کلمه وجود داره استفاده میشن. به طور مثال اگر آخرین حرف یک کلمه یکی از اصوات نرم باشه، اونوقت حروف صدادار در اون پسوند هم از نوع نرم خواهند بود که هارمونی رعایت بشه.
حتی اگر شما هم یکی از اون میلیون ها آدمی هستید که به ترکیه سفر کردن، شرط میبندم که درباره "انجمن زبان ترکی" هیچ چیزی نشنیده بودین و خیلی از حقایق دیگهای که ما اینجا بهشون اشاره کردیم رو نمیدونستید!
اگر خواستید ترکی استانبولی رو خوب یاد بگیرید، لازم نیست راه دوری برین، ماژورین بهترین کلاسهارو با بهترین اساتید برای کمک به شما داره.